نسبت اعداد طلایی یا فی
دنیای اعداد بسیار زیباست و شما می توانید در آن شگفتیهای بسیاری را بیابید. در میان اعداد برخی از آنها اهمیت فوق العاده ای دارند، یکی از این اعداد که سابقه آشنایی بشر با آن به هزاران سال پیش از میلاد میرسد عددی است بنام “نسبت طلایی” یا GoldenRatio
اگر ما به مطالعه زیبایی در طبیعت بپردازیم یا آثار هنری را مرور کنیم، متوجه
یک اصل کلی در آنها می شویم.این
اصل کلی در واقع درک همه از زیبایی است. همه ما به سادگی می توانیم تائید کنیم که در یک اثر هنری آیا نسبت های
زیبایی به کار رفته یا خیر؟ یا اینکه یک
صورت چه بلند، چه کوتاه آیا دارای ظاهری متناسب است یا خیر؟ این حقیقت همان راز و جادوی نسبت طلایی می
باشد
نسبت طلائی در ریاضیات و هنر، عددی مثبت است که اگر به آن یک واحد اضافه کنیم به مربع آن خواهیم رسید.. بسیاری از مراجع علمی، حرف یونانی φ را برای این عدد انتخاب کردهاند. مقدار عددی عدد طلایی برابر به طور تقریبی برابر است با : 1.61803399 یا1.618
واما این عدد از کجا به دست امد:
دانشمندی به نام لئوناردو اهل شهر پیزا که به فیبوناچی شهرت دارد، در سال 1202 میلادی در کتاب خود اعدادی را معرفی کرد که به نام سری فیبوناچی خوانده می شود به نحوی که هر عدد جمع دو عدد قبلی آن است. یعنی: 55و34و21و13و8و5و3و2و1
والی آخر. اما جادوی این اعداد در این است که نسبت بین هر عدد و عدد قبلی عدد ثابت 618/1 می باشد.میتونیم بگیم این نسبتهای طلایی در جاهای بسیار زیادی به کار رفته درطبیعت/بدن انسان/گیاهان/موسیقی/عکاسی و هنر برتر خوشنویسی و...
جالبه مثالهای زیر رو بخونیم:
در یک کندوی عسل همیشه تعداد زنبورهای ماده از نرها بیشتر است. حال اگر تعداد زنبورهای ماده را به نر تقسیم کنیم در هر کندویی در هر گوشه ی کره ی خاکی یک عدد ثابت بدست می آید. که همان فی است.
اين نسبتها نقش پيچيدهاي در پديدههايي مانند ساختار كريستالها ، سالهاي نوري فاصله بين سيارات و پريودهاي چرخش ضريب شكست نور در شيشه ، تركيبهاي موسيقي، ساختار سيارهها و حيوانات بازي ميكند . علم ثابت كرده است كه اين نسبت به راستي نسبت پايه و مبناي خلقت جهان است . هنرمندان دوره رونسانس عدد في را يك نسبت الهي ميدانستهاند .
نسبت طلایی در هنرها
بعضی از هنرمندای مجسمه ساز هم از این نسبت استفاه میکنند یعنی برای تقسیم بندی نقاط مختلف صورت میشه از نسبتهای طلایی که در بالا گفتم استفاده کرد اینجوری هم کار طبیعی تر جلوه داده میشه هم به چشم ناظر زیباتر دیده میشه که همش تاثیر عدد طلایی هستش ...در موسیقی هم عدد طلایی یافت شده ... به طور مثال سر و حلقه ویلن در مستطیل طلایی قرار میگیرد و کاسه آن از دوایری تشکیل شده که نسبت قطر اونا عدد طلایی هستش ... زمانی صدای ساز زیبا جلوه میکنه که نسبت دامنه امواج صوت به عدد طلایی میل کنه واقعا درکش یه کم مشکله اما هست.
استاد میرعماد با پالایش خطوط پیشینیان و
زدودن اضافات و ناخالصیها از پیکره نستعلیق و نزدیک کردن شگرف نسبتهای اجزای حروف و کلمات، به
اعلا درجه زیبایی یعنی نسبت طلایی رسید و قدمی اساسی در اعتلای هنر نستعلیق برداشت. با بررسی اکثریت
قاطع حروف و کلمات میرعماد متوجه میشویم که این نسبت به عنوان یک الگو در تار و پود حروف و واژهها وجود دارد و زاویه 63.448 درجه که مبنای ترسیم
مستطیل طلایی است، در شروع قلم گذاری و ادامه رانش قلم، حضوری تعیین کننده دارد. این مهم قطعاً در سایه شعور و حس
زیباییشناسی وی حاصل آمده، نه آگاهی از فرمول تقسیم طلایی از دیدگاه هندسی و علوم ریاضی. میرعماد این
نسبتها را نه تنها در اجزای حروف بلکه در فاصله دو سطر و مجموعه دو سطر چلیپاها و کادرهای کتابت و قطعات رعایت میکرده
است

نسبت طلایی در بدن انسان
دانشمندان گذشته نیز از نسبت طلایی استفاده های زیادی کرده اند. به عنوان مثال لئوناردو داوینچی در ترسیم نقاشی معروف خود از بدن انسان از نسبت طلایی بهره گرفته است.
در بدن انسان مثالهای بسیار فراوانی از این نسبت طلایی وجود دارد. در شکل زیر نسبت M/m یک نسبت طلایی است که در جای جای بدن انسان می توان آنرا دید. به عنوان مثال نقاطی از بدن که دارای نسبت طلایی هستند:
نسبت قد انسان به فاصله ناف تا پاشنه پا
نسبت فاصله نوک انگشتان تا آرنج به فاصله مچ تا آرنج
نسبت فاصله شانه تا بالای سر به اندازه سر
نسبت فاصله ناف تا بالای سر به فاصله شانه تا بالای سر
نسبت فاصله ناف تا زانو به فاصله زانو تا پاشنه پا

اینها تنها چند مثال از وجود نسبت طلایی در بدن انسان بود که بدن انسان را در حد کمال زیبایی خود نشان می دهد.
معرفی منبع برای یادگیری: مقدمه ی کتاب دایره المعارف هندسه/انتشارات مدرسه
امروز همین که رفتم سرکلاس دیدم اکثریت پسرای کلاسم مشکی پوشیدن .بعضیها شال سبز رو گردناشون
آویزون بودکه با دیدن این صحنه و اون چشای مظلومشون یه حال هوایی بهم دست داد که تا آخر ساعت حواسم سرجاش نبودنمیدونم چرا؟اماانگار دلم گرفته بود عجیب...
بچه ها تو مدرسه عجب شور و شوقی داشتن برای عزاداری10دقیقه به احترام آقا سینه زنی کردن اما چه سینه زنی؟؟وقتی مدیر سر صف حرف میزد به این ارومی وساکتی نبودن.اما موقع سینه زنی و مداحی دقیقه ای حواسشون پرت نمیشد؟واو به واو کلمات محمد رضا مداح مدرسه رو تکرارمیکردن.محمد رضایی که همش از من و دنیاومدرسه و بیمارستان وشیمی درمانیهاش شکایت داشت امروزفقط به فکرمداحی وامام حسین بود.عین یه پروانه داشت تو مدرسه بال بال میزد و میگفت اقا این خوبه آقا اونو بخونم آقااین کارخوبه اقا آقا......!!! اما نمیدونم درونش مثل هر روزعین یه شمع بود یا نه؟
صدای زیبایی داره خیلی قشنگ میخونه.اما قربون اون خدای مهربون برم که ما بنده هاش از حکمتش بیخبریم.امروز محمدرضایی رو میدیدم که یا حسین هاش سر صف اندازه یه دنیا برام ارزش داشت چون فقط از روی صداقتش فریاد میزد نه برای تبلیغ هیئتش.نه برای تبلیغ تکیه هاش.نه برای تبلیغ غذاهای عزاداریش.نه برای راه دادن آدمای خوش تیپ و با کلاس که بیان تومجلسش.امروز محمد رضا یا اباعبدالله هاشو باعشق تموم فریاد میزد نه برای تبلیغ صداش و گرفتن هزینه های هنگفت ونه برای خرید دستگاهای میکسرو یا هزار تجملات و دنگ و فنگ های دیگه امروزی.(که جدا جای تاسف داره)
امروز بعد چند سال عزاداری صادقانه امام حسین رو دیدم که محمد رضا بااین حال که سلامتی کامل رو نداشت اما داشت ازتمام وجودش مایه میگذاشت تابتونه کاری کرده باشه.تا بتونه حداقلش بچه ها رو با صداش به محرم دعوت کنه و دلهای اونا رو با یا حسین گفتنهاش گرم نگه داره!!
که مطمئنن عزاداریش مورد قبول حقه.درسته بچه هستن و کوچیک اما به نظرم بعضی اوقات بزرگترازصدتا آدم 100ساله میتونن خالصانه تصمیم بگیرن.
محرم امدعین هر سال و سالهای گذشته.و باز هم میآیدو میگذرد....اما بیاید امسال به خود قول بدهیم:محرم که امد نگویم امشب کدام تکیه کدام مسجد کدام مداح کدام غذا یا کدام....را بروم یا بخورم.
محرم که امدسعی کنیم محرم را بشناسیم .محرم شناسی دانستن عمق تشنگی و گرسنگی اباعبدالله نیست . شجاعت و رشادت و وفاداری و حجاب و حتی نماز و اینها هم نیست.
محرم یعنی ولایت پذیری .
جای تاسف دارد که برخی بزرگترین غم حسین را در عاشورا تشنگی و گرسنگی و اسارت اهل بیت می بینند.
باید محرمی شویم از ته دل و وجود نه فقط به ظاهر.
محرم که امد سلام دهیم برنایب حق و بگویم:
سلام برتو ای حضرت" آن هنگام که شال عزای جدت را به گردن انداخته و در رثای حضرتش ، چشمانت بارانی می گردد .سلام بر قطره قطره های اشکت وسلام بر آن هنگام که با اعوان و انصارت به مجالس ما می آییسلام بر آن لحظه ای که مارا می بینی وما تو را با چشم ظاهر نمیبینیم و غافل و سلام و هزاران سلام خدایی بر قلب پاک و مهربانت.........
که انشاالله این سلامهای ما در انتها جوابی پر بارداشته باشد.(آمین)
و اما در اخر تنها سوالی که به ذهنم میرسد اینست که به راستی:
آقا امام زمان کجا برای جدشان عزاداری می کنند ؟
و آیا آن هم به مجالسی وارد میشود که......
به کدام مجلس به کجا ؟؟؟؟؟؟

الهی!
چه عزتی فراتر از این که بنده ی تو باشم؟
وچه فخری بالاتر ازاین که(تو)خدای من باشی؟
تو آنگونه خدایی هستی که من دوست دارم
پس از من بنده ای بساز که تو دوست داری!




